فضائل امیر مؤمنان (علیه السلام) از زبان اهل سنّت

پیامبر اعظم (صلّى الله علیه و آله) خطاب به على (علیه السّلام) فرمود: «یا علی! ما عرف الله حقّ معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حقّ معرفتک غیر الله و غیری»؛ [1] اى على! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من. 

و در جاى دیگر فرمود: «یا علی! لایعرف الله تعالى إلاّ أنا و أنت و لا یعرفنی إلاّ الله و أنت و لا یعرفک إلاّ الله و أنا»؛ [2] اى على! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من».

 

 فضائل بى‌‌شمار 

 

کتاب فضل تو را آب بحر کافى نیست‏

که‏ تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

پیامبرى هم که على را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصى نیست. 

ابن عباس مى‌‌گوید پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «لو أنّ الفیاض[3] أقلام و البحر مداد و الجنّ حسّاب و الإنس کتّاب ما أحصوا فضائل علیّ بن أبی طالبٍ»؛[4] اگر انبوه درختان (و باغ‌‌ها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‌‌ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب نخواهند بود.»

و در جاى دیگر پیامبر اعظم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «إنّ الله تعالى جعل لأخی علیٍّ فضائل لا تحصى کثرة فمن ذکر فضیلةً من فضائله مقرّاً بها غفر الله له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر»؛ براستى خداوند براى برادرم على (علیه السّلام) فضائل بى‌‌شمارى قرار داده است که اگر کسى یکى از آن فضایل را از روى اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى‌‌بخشد. «و من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر الله له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر إلى کتابٍ من فضائله کفّر الله له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر»،[5] اگر کسى یکى از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامى که آن نوشته باقى است، ملائکه براى او استغفار مى‌‌کنند و اگر کسى یکى از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانى را که از راه گوش انجام داده است مى‌‌بخشد، و اگر کسى به نوشته‌‌اى  درباره فضائل على (علیه السّلام) نگاه کند، خداوند تمام گناهانى که از راه چشم کرده است مى‌‌پوشاند و از آن در مى‌‌گذرد.» 
بیهقى یکى از دانشمندان نامى اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم 
(صلّى الله علیه و آله) فرمود: 

«من أحبّ ان ینظر إلى آدم فى علمه و إلى نوحٍ فى تقواه و إبراهیم فى حلمه و إلى موسى فى عبادته فلینظر إلى على بن طالب علیه الصّلوة و السّلام»؛[6] هر کسى دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهدارى نوح را (مشاهده نماید) و بردبارى ابراهیم (نظاره کند) و به عبادت موسى (پى ببرد) باید به على بن ابى طالب (علیه السّلام) نظر بیندازد.» 

مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «من أراد أن ینظر إلى آدم فى علمه و إلى نوح فى مهمه و إلى یحیى بن زکریّا فى زهده، و إلى موسى بن عمران فى بطشه، فلینظر إلى على بن ابى طالب»؛[7] هر کس مى‌‌خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیى را و قاطعیّت موسى بن عمران را بنگرد، به على بن ابى طالب نظر کند.» 

 

محبت و علاقه پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به على (علیه السّلام)

هر کس جامع کمالات باشد محبوب دل‌‌ها نیز هست، پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیداى على است، چرا که به تصریح آیه مباهله، على جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنى است. 

به همین جهت بارها پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) مى‌‌فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنى...»؛ [8] هر کس على را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّک محبّى و مبغضک مبغضى»؛[9] دوست‌‌دار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.» 

شخصى از پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) پرسید: «یا رسول الله انّک تحبّ علیّاً؟ قال: أو ما علمت انّ علیّاً منّى و أنا منه»؛[10] اى رسول خدا على (علیه السّلام) را دوست مى‌‌دارى؟ فرمود: مگر نمى‌‌دانى که على از من و من از اویم.» 
آیا کسى جان شیرین و پاره تنش را دوست نمى‌‌دارد؟ 

مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل مى‌‌کند که آن حضرت فرمود: «انّ الله عزّ و جلّ امرنى بحبّ اربعة من اصحابى و اخبرنى انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول الله من هم؟ فلکنّا یحبّ ان یکون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت»؛[11] براستى خداى عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستى چهار نفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند (نیز) آن‌‌ها را دوست مى‌‌دارد، گفتم: اى رسول خدا آن‌‌ها کیستند؟ پس هر یکى از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید على از آن‌‌هاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستى على از آن‌‌هاست و سکوت کرد.» 

عایشه مى‌‌گوید: هنگامى که رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابى بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتى ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظرى به سوى او افکند سپس از او روى گردانید و (براى مرتبه دوم) فرمود: ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید. آن‌‌‌گاه حفصه عمر را احضار کرد، پیغمبر همان‌‌گونه که از ابى‏بکر روى گردانید از عمر نیز روى گرداند.

عایشه گوید: من گفتم واى بر شما! پیغمبر على بن ابى طالب را مى‌‌خواند، سوگند به پروردگار جز على را نمى‌‌خواهد. پس رفتند سراغ على (علیه السّلام)، وقتى که پیغمبر على را دید، او را محکم به سینه چسبانید، آن‌‌گاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثى راه گشاى هزار حدیث بود.» [12]

از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «علىّ منّى مثل رأسى من بدنى»؛[13] على نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.» 

صد البته که محبّت‌‌هاى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) به على صرف محبّت عاطفى نیست بلکه بر اساس لیاقت‌‌ها و کمالاتى است که مولا على (علیه السّلام) دارا مى‌‌باشد که به نمونه‌‌هایى از کمالات و فضائل آن حضرت، از زبان خود پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) اشاره مى‌‌شود. 


علم على (علیه السّلام)

علم و دانش على اکتسابى نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره‌‌‏هایى همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدنى» است و و ریشه در علم الهى و آسمانى دارد، به این جهت علم او برهمه انسان‌‌هاى معمولى و غیر مرتبط با وحى آسمانى برترى و امتیاز دارد، و به همین جهت است که حتى در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است که به نمونه‌‌هایى اشاره مى‌‌شود: 

1. پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «اعلم امّتى من بعدى علىّ بن ابى طالب»؛[14] داناترین امّت من بعد از من على بن ابى ‏طالب (علیه السّلام) است.» 

2. عبدالله بن مسعود مى‌‌گوید، پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) فرمود: «قُسّمت الحکمة على عشرة اجزاءٍ فاعطى علىّ تسعة و النّاس جزءً واحداً»؛[15] حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به على نه قسمت آن و به (مابقى مردم) یک‌‌دهم داده شده است.» 

تمامى علوم بشرى و پیشرفت‌‌هاى آن جزء همان یک‌‌دهم است، و علم على (علیه السّلام) نُه برابر دانش تمامى بشریت است. و راز آن هم این است که ریشه در مهبط وحى الهى یعنى پیغمبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) دارد، که خود فرمود: «انا مدینة العلم و علىٌ بابها، فمن اراد العلم فیأت الباب»؛[16] من شهر علم (الهى و وحیانى) هستم و على دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود.»

3. عایشه درباره على    (علیه السّلام) مى‌‌گوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة»؛[17] او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله)) مى‌‌باشد.» 

اى کاش خود عایشه به این حدیث عمل مى‌‌کرد، و به توصیه‌‌هاى امیر مؤمنان (علیه السّلام) توجّه مى‌‌کرد و جنگ جمل را به وجود نمى‌‌آورد. 

4. پیامبر اکرم 

/ 1 نظر / 11 بازدید
مهدی

صفای روی گل همه ی پدرها صلوات. اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. [گل]