خدمت به فاطمه زهرا سلام الله علیها، اکسیر وجود

... سر به بیابان گذاشت. [قضیه] چه بوده؟ چه شده؟ [حضرت زهرا (سلام الله علیها)] چه کسی بوده؟ او [امّ ایمن] می‌‌داند. "حلفَتْ" قسم خورد که در مدینه نماند. رفت به صحرا، در آن بیابان عربستان تشنه شد، به حدّ مرگ رسید، یک جمله گفت، گفت: «یا ربّ أنا خادمة فاطمة»، من خدمتگزار فاطمه‌‌ام. تا این جمله را گفت: از عطش کشته می‌‌شوم، دلوی از آسمان سرازیر شد، شربتی نوشید. این مهم است، شرح این کلمات مفصّل است. [از آن] شربتی نوشید [که] هفت سال نه طعامی، نه شرابی، نه آب، نه نان، نه غذا، نه آب، به این بدن دیگر نرسید [و احتیاج نداشت]. یعنی چه؟ یک کلمه گفت من خادمه فاطمه‌‌ام ـ خدمت مقبوله این است ـ در این نشئه جوابش دادند، آن هم آب از کجا بود؟ کسی خبر ندارد، منقلب کرد این بدن مادّی را، نوامیس طبیعت را خنثی کرد. خدمت او [حضرت صدّیقه کبرا (سلام الله علیها)] اکسیری است که هر فلزی را منقلب می‌‌کند.

 

 

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید