شهادت حجر الاسود در قیامت

ابو سعید خدرى از اصحاب رسول الله (صلّى الله علیه و آله) نقل مى‌‌کند: در یکى از سال‌‌هاى پس از رحلت پیامبر اسلام (صلّى الله علیه و آله)، امیر مؤمنان على (علیه السّلام) در موسم حج شرکت کرده بود و خلیفه دوم عمر بن خطاب نیز حاضر بود.

عمر در آغاز طواف و هنگام عبور از حجر الاسود آن را بوسید و گفت: همانا تو را مى‌‌بوسم، به جهت این که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) چنین مى‌‌کرد، با این که یقین دارم تو هیچ نفع و ضررى نخواهى رساند، چه آن که سنگى بیش نیستى!

در این هنگام با شنیدن حرف‌‌هاى او، مولى الموحّدین امیر مؤمنان (علیه‌‌ السّلام) خطاب به او فرمود: بلکه، به خدا قسم! این سنگ نفع و ضرر خواهد داشت.

خلیفه دوم رو به حضرت کرده، عرض نمود: دلیل شما در این مدّعا چیست؟

حضرت على (علیه السّلام) پاسخ فرمود: این معنا از کتاب حق تعالى (قرآن) فهمیده مى‌‌شود.

عمر بن خطاب ضمن اعتراف به آگاهى وسیع آن حضرت به کتاب الاهى، خواهان بیان مطلب شد.

امیر مؤمنان (علیه السّلام) فرمود: وقتى خدا در قرآن مى‌‌فرماید، زمانى را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آن‌‌ها را برگرفت؛ و آن‌‌ها را گواه بر خویشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏‌‌دهیم!»، مى‌‌خواهد ما را آگاه کند که حق تعالى بعد از آفرینش حضرت آدم (علیه السّلام)، دست غیبى بر پشت او کشیده و تمامى انسان‌‌ها تا روز قیامت را به صورت ذرّه‌‌‌هایى حاضر نمود و پس از اعطاى عقل و خرد به آن‌‌‌ها، طلب شهادت نمود.

بنابراین، در روز قیامت نیز خداوند، بهره‌‌اى از بینایى و گویایى به حجر الاسود خواهد داد تا به نطق و گویایى در آمده و نسبت به ملاقات‌‌‌کنندگانش شهادت دهد.

(منبع: امالى شیخ طوسی، ص 477)

 

/ 0 نظر / 9 بازدید