اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ المَهدِي صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ::::::: براى سلامتى و تعجيل در ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) صلوات :::::::: اللّهمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم


میعادگه رب
لینک دوستان

مرحوم نورى در کتاب شریف مستدرک الوسائل روایتى از ابن عباس نقل مى‌‌کند که شأن نزول آیه 37 سوره نور ـ رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ عَنْ تَراضٍ ... ـ را ضمن بیان داستانى متذکّر مى‌‌شود که درباره حضرت امیر مؤمنان على (علیه السّلام) است. این حکایت زیبا را در ادامه مطلب بخوانید.

انفاق و دستگیرى از دیگران


عبد الله بن عبّاس حکایت کند:

در یکى از روزها مقدار سیصد دینار به عنوان هدیه، خدمت حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) داده شد و حضرت تمامى ‌‌‌آن‌‌‌ها را به علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) عطا نمود.

سپس ابن عبّاس افزود: امام علىّ (علیه السلام) اظهار داشت: من آن سیصد دینار را گرفته و خوشحال شدم و با خود گفتم: امشب مقدارى از آن‌‌‌ها را در راه خدا صدقه مى‌‌‌دهم تا خداوند قبول فرماید؛ و چون نماز عشاء را پشت سر پیغمبر خدا به جماعت خواندم، یک صد دینار آن‌‌‌ها را به زنى درمانده دادم.

چون صبح شد، مردم گفتند: دیشب علىّ بن ابى طالب صد دینار به فلان زن فاجره داده است.

با شنیدن این سخن بسیار غمگین و ناراحت شدم و با خود عهد کردم که جبران نمایم، لذا هنگام شب بعد از نماز عشاء یک صد دینار دیگر از آن پول‌‌ها را به مرد رهگذرى دادم.

چون صبح شد، مردم گفتند: دیشب علىّ بن ابى طالب صد دینار به مردى دزد کمک کرده است؛ و من خیلى ناراحت و افسرده خاطر گشتم و با خود گفتم: به خدا قسم! امشب صد دینار باقى مانده را به کسى صدقه مى‌‌‌دهم که مقبول خداوند قرار گیرد.

این بار نیز هنگام شب، پس از نماز عشاء به جماعت حضرت رسول (صلوات اللّه علیه) از مسجد خارج گشتم و صد دینار باقى مانده را به مردى رهگذر دادم.

وقتى که صبح شد، مردم گفتند: دیشب علىّ بن ابى طالب، صد دینار به مرد ثروتمندى کمک کرده است.

بسیار غمگین شدم و نزد پیامبر خدا رفتم؛ و جریان را براى حضرتش بازگو کردم.

حضرت رسول فرمود: این جبرئیل (علیه السلام) است که مى‌‌‌گوید: خداوند صدقات تو را پذیرفته است.

و مى‌‌‌گوید: آن صد دینارى را که به آن زن فاجره دادى؛ چون به منزل خود آمد، توبه کرد و آن صد دینار را سرمایه زندگى قرار داد و هم اکنون دنبال مردى است که با او ازدواج نماید.

و آن صد دینارى را که به آن مرد دزد دادى، او نیز وقتى به منزل آمد، از کارهاى زشت خود توبه کرد و آن پول‌‌ها را سرمایه‌‌اى براى کسب و تجارت خویش قرار داد.

و همچنین آن صد دینارى را که به مرد ثروتمند دادى؛ چندین سال بود که زکات و خمس اموال خود را نمى‌‌‌داد، پس وقتى به منزلش ‍ آمد، با خود گفت: واى بر تو! این علىّ بن ابى طالب است، با این که مال و اموالى ندارد؛ این چنین صدقه مى‌‌‌دهد و انفاق مى‌‌‌کند! ولى من با این همه ثروتى که دارم از مستمندان دریغ مى‌‌‌دارم، من باید همانند علىّ بن ابى طالب به دیگران کمک نمایم و زکات و خمس ‍ اموال خود را بپردازم.

سپس فرمود: بنابراین، کارهاى تو مقبول خداوند متعال قرار گرفته است و این آیه شریفه:

(رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ عَنْ تَراضٍ ...) ـ سوره نور آیه 37 ـ ، در شأن و منزلت تو نازل گردید.

 

منبع: مستدرک الوسائل، ج 7، ص 267، ح 16.

 



[ ۱۳٩۳/٤/۱٦ ] [ ۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ معین الحاج ] [ نظر شما () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

دل‌‌گویه:

بـهوش ايدل كه ميقات است اينجـا

مــحـل نفـى و اثــبـات اسـت ايـنجا

از اينـجا ساز وحدت مى‌‌شود سـاز

از ايــنـجـا مـى‌شـود پـــــرواز آغــاز

بـــگــو لـبــيـــك يـا مـعـبـود لـبـيـــك

مــرا تـنها تـويى مـقـصـود، لـبـيـــك


ايميل مدير وبلاگ
Email Icon by Parstools.com


امکانات وب