اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ المَهدِي صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ::::::: براى سلامتى و تعجيل در ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) صلوات :::::::: اللّهمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم


میعادگه رب
لینک دوستان

با وجودى که توبه آدم (ع) پذیرفته شد و على‌‌رغم آن که همسر عزیزش را یافت و اجازه یافت که در کنار او آرام بگیرد، امّا او هم‌چنان دلتنگ جنّتى بود که به جهت پیروى از وسوسه شیطان از آن رانده شده بود. هنوز زمین را به عنوان وطن نپذیرفته بود. همچون مسافرى بود که همواره به فکر وطن مورد علاقه‌‌اش دلتنگ بود و غصّه مى‌‌خورد. به یاد معبدى بود که گِرد آن طواف مى‌‌کرد.

 


و جان او هنوز در کالبد زمینى‌‌اش آرام و قرار نیافته بود. تا سرانجام فرمان بناى خانه‌‌اى براى عبادت، معبدى براى آدم (ع) و براى همسر و فرزندانش، براى تعیین جهت عبادت، براى هدایت، براى تقدّس بخشیدن به زمین، براى آرامش، براى امنیّت، براى ظهور آیات و شعائر الهى، براى برقرارى ارتباط بین زمین و آسمان، براى قطبى کردن و جهت‌‌دار کردنِ عالم، براى تعیین جهت توجّه و حرکت، براى نشان دادن نقطه عروج و حتّى براى تعریف حالت دفن مردگان، صادر شد. امّا این خانه، که خانه مشترک خداوند و انسان بود، و از سویى به خداوند منسوب بود[1] و از سوى دیگر براى خلیفه و جانشین او در زمین قرار داده شده بود،[2] در کدام نقطه باید بنا مى‌‌شد. مکان تعیین شد: مرکز زمین، مرکز عالم، همان نقطه‌‌اى که خشکى از آن آغاز شده و گسترش یافته بود. از نقطه‌‌اى که مقابل مطاف کرّوبیان (ضراح و بیت‌‌المعمور و عرش الهى) بود.

شیخ مفید در معرّفى آن نقل مى‌‌کند که: «آمده است حدیثى که خداوند سبحان خلق نموده است خانه‌‌اى را در زیر عرش که نام گذارده است آن را بیت‌‌المعمور که حجّ مى‌‌کنند ملائکه آن را در هر سال، و خلق نموده است در آسمان چهارم خانه‌‌اى را که نام گذارده است آن را ضراح و امر فرموده است ملائکه را به حجّ و تعظیم آن و طواف دور آن، و خلق نموده‌‌ا ست بیت‌‌الحرام را در زمین، پس قرار داده است آن را زیر ضراح.»[3] و امّا نام خانه: «کعبه». چرا کعبه؟ «وجه تسمیه کعبه به جهت آن است که این خانه مربّع، مقابل بیت‌‌المعمور (در آسمان) واقع شده که مربّع است، و بیت‌‌المعمور نیز مقابل عرش واقع است که آن نیز «مربّع‌‌شکل» مى‌‌باشد.»[4] عدد «4» (تعداد اضلاع مربّع)، در عین حال، بیانگر چهار شعار بنیادین اعتقادات توحیدى است که بر ارکانِ چهارگانه عرش الهى نوشته شده‌‌اند. این کلمات را که اسلام بر پایه آنها قرار دارد[5] در چهار کلمه مى‌‌توان خلاصه نمود که به تسبیحات اربعه معروف‌‌اند، و جلوه انواع مراتب توحید یعنى توحید صفاتى (تهلیل: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ)، توحید افعالى (تحمید: الْحَمْدُ لِلّه)، توحید ذاتى (تکبیر: اللهُ اکْبَر) و نیز تنزیه او (تسبیح: سُبْحانَ الله) مى‌‌باشند.[6] کسى نمى‌‌داند که در زمان آدم (ع) و حتّى تا زمان نوح (ع) که این معبد نیز به زیر آب فرورفت، وضعیّت محیطى و اقلیمى پیرامون خانه و رابطه‌‌اش با بقیّه عالم چگونه بوده، امّا بى‌‌گمان این خانه مورد توجّه انبیاء و رسولان الهى و وارثان آدم (ع) بوده است.

 سال‌‌ها و قرن‌‌ها گذشت، گسترش شرک و تباه‌‌کارىِ آدمیان، فضاى حیات را تیره و تار کرد، و زمین نیازمند تطهیر شد. طوفان نوح آغاز شد، و آب (باران) بنا به توان و ماهیّت پاک‌‌کنندگى‌‌اش،[7] زمین و هر چه در زمین بود، و به ویژه نسل آدمیان را تطهیر کرد و همه آلودگیها و زشتیها و از جمله بت‌‌پرستى را از روى زمین محو نمود. آب سراسر زمین را فراگرفت، همچون روز اوّل، و خانه خدا، کعبه نیز به زیر آب فرو رفت، و ظاهر آن، (بنایش، و نه بنیاد و ارکانش)، ویران شد. با آغاز فروکش کردنِ آب نیز همچون روز اوّلِ ظهور خشکى در زمین، باز، همان مکان کعبه، «مرکزِ عالَم» بود که به عنوان اوّلین نقطه و اوّلین خشکى سر از آب به در آورد، و خشکى از آنجا گسترش یافت. کشتى نوح نیز در مکانى دیگر، بر جودى،[8] بر خشکى نشست و آنچه در آن بود و از جمله فرزندان نوح در زمین پراکنده شدند و نفوسشان فزونى گرفت.

قرنهاى دیگرى نیز سپرى شد، بنا به مشیّت الهى، خانه، کعبه، در مرکز زمین باید تجدیدبنا مى‌‌شد. امّا نه به دست هر کسى، که بناکننده و عمران‌‌کننده مسجد، و به ویژه مسجدالحرام نباید از مشرکین باشد: «ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ انْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللهِ شاهِدینَ عَلى انْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ اولئِکَ حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ وَ فِی النّارِ هُمْ خالِدُونَ إنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ اقامَ الصَّلوةَ وَ آتَى الزَّکوة وَ لَمْ یَخْشَ الا اللهَ فَعَسى اولئِکَ انْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ» : مشرکان را نرسد که مساجد خدا را تعمیر کنند در صورتى که به کفر خود شهادت مى‌‌دهند خدا اعمالشان را نابود خواهد گردانید و در آتش دوزخ آنها جاوید معذّب خواهند بود. منحصراً تعمیر مساجد خدا به دست کسانى است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنان را امید باشد که از هدایت‌‌یافتگان باشند.»[9] تجدیدکننده بناى کعبه باید علاوه بر دارا بودن ویژگیهاى خاصّ موصوف در مورد تعمیرکنندگان مساجدالله (برپاداشتن نماز و پرداخت 2 زکات و خداترسى)، باید به مقام رفیع خُلَّت، به دوستى خداوند و به مقام خلیفه‌‌الّلهى، به جانشینى خداوند، و به مقام رفیع امامت عالمیان رسیده باشد، او باید امام باشد. او باید موحّدى آزموده و سرافراز برون‌‌آمده از آزمونهاى سخت باشد. او باید ملکوت آسمانها و زمین را دیده باشد و از خداباوران باشد.[10]

او ابراهیم (ع) بود، و فرزند خلفش اسماعیل (ع) که ذبح عظیم بود، و البتّه او نیز از آزمونى بسیار دشوار سرافراز به در آمده بود، که به هنگام آگاهى از دستور الهى مبنى بر قربانى شدنش، به پدر عرضه داشت: «قالَ یا أبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی إنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّابِرینَ»: «جواب داد اى پدر هر چه به آن مأمورى انجام ده که ان‌‌شاءالله مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهى یافت.»[11] همین اصل که سازنده مسجد به عنوان مرکز و نماد و پرچم و هویّت شهر اسلامى، باید از مسلمین و متّقین و خداترسان و نمازگزاران و زکات‌‌دهندگان باشد، و تأکید بر این که مساجد نباید از سوى مشرکین و کفّار بنا شوند، باید براى مسلمانان در همه امور الگو و اسوه اعلى باشد که حتّى‌‌الامکان همه آنچه را که نیاز دارند و ضرورت زندگى‌‌شان است، خود تولید کنند و از وابستگى به بیگانگان بِرَهَند.

 


[1] . انتساب کعبه (خانه) به خداوند، در آیات متعدّدى مورد تأکید قرار گرفته است، از جمله: بقره: 125؛ حجّ: 26؛ ابراهیم: 37 و قریش: 3 (همچنین ر. ک: مائده: 2 و 97).

[2] . إنَّ اوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذى بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ‏؛« اوّل خانه‏‌‌اى که براى مکان عبادت مردم بنا شده همان خانه مکّه است که در آن برکت و هدایت خلائق است.» (آل‏عمران: 96).

[3] . به نقل از شیخ صدوق (ره)، اعتقادات ابن بابویه، ص 48.

[4] . منهج ‏الصّادقین، به نقل از: قره‏ چانلو، حرمین شریفین، ص 41.

[5] . شیخ صدوق؛، امالى صدوق، ص 187

[6] . قمى، رموز صورت کعبه.

[7] . (وَ هُوَ الَّذی ارْسَلَ الرّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَی رَحْمَتِهِ وَ انْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً)؛« و او خدایى ا‏ست که بادها را براى بشارت پیشاپیش رحمت خود فرستاد و از آسمان آبى پاک و پاک‏ کننده نازل کردیم.» (فرقان: 48).

[8] . (وَ قُضِىَ الأمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیّ)؛ «و حکم الهى انجام یافت و کشتى بر کوه جودى قرار گرفت.» (هود: 44).

[9] . سوره مبارکه توبه، آیات شریفه 17 و 18.

[10] . (وَ کَذلِکَ نُرى إبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الارْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ‏)؛ «و این گونه ما بر ابراهیم ملکوت و باطن آسمان‌‌ها و زمین را ارائه دادیم تا از اهل یقین باشد.» (انعام: 75).

[11] . صافّات: 102.

[12] . وسائل‏ الشّیعه، به نقل از اراکى، نظام اسلامى عمران شهرى

[13] . از جمله:

ـ (یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُمْ اوْلِیاء تُلْقُونَ الَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ)؛ «اى کسانى که به خدا ایمان آورده‏‌‌اید هرگز نباید کافران را که دشمن من و شمایند یاران خود برگرفته و طرح دوستى با آن‌‌ها افکنید.» (ممتحنه: 1) و

ـ (یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى اوْلِیاءَ)؛ «اى اهل ایمان یهود و نصارى را (که دشمن اسلام‏‌‌اند) به دوستى مگیرید.» (مائده: 51).

 



[ ۱۳٩۳/۱/٢٦ ] [ ٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ معین الحاج ] [ نظر شما () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

دل‌‌گویه:

بـهوش ايدل كه ميقات است اينجـا

مــحـل نفـى و اثــبـات اسـت ايـنجا

از اينـجا ساز وحدت مى‌‌شود سـاز

از ايــنـجـا مـى‌شـود پـــــرواز آغــاز

بـــگــو لـبــيـــك يـا مـعـبـود لـبـيـــك

مــرا تـنها تـويى مـقـصـود، لـبـيـــك


ايميل مدير وبلاگ
Email Icon by Parstools.com


امکانات وب