اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ المَهدِي صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ::::::: براى سلامتى و تعجيل در ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) صلوات :::::::: اللّهمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم


میعادگه رب
لینک دوستان

شرک بودن بوسیدن حرم و اماکن مقدّس و تبرّک به قبور انبیا و امامان معصوم (علیهم السّلام)

وهابى‌‌ها می‌‌گویند: تبرّک جستن به خاک قبر و ضریح قبور انبیا و اولیاى الاهى شرک است.

ابن تیمیه  مى‌‌‌‌نویسد: مسح و بوسیدن هر قبرى و لو قبر پیامبران شرک است و دست گذاشن روى قبر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) و بوسیدن قبر جایز نیست و مخالف توحید است [۱].

در ادامه پاسخ اجمالى به این شبهه را ذکر مى‌‌کنیم.


پاسخ:

اساساً باید دانست که علماى مذاهب چهارگانه درباره تبرّک یا مسّ منبر و قبر پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) یا قبور صالحین نظر مثبت دارند هم‌چنان ‌که علامه امینى پس از سال‌‌ها تحقیق مى‌‌گوید: از برجستگان مذاهب چهارگانه آنان که آرا و نظریاتشان مورد توجه مسلمین است کسى را نمى‌‌‌شناسم که معتقد به حرمت چنین کارى باشد و برخى نیز که نهى نموده اند نهى آنان تنزیهى است نه تحریمى و قائل به کراهت‌‌اند، به این گمان که نزدیکى به قبر شریف نبوى خلاف ادب نمودن به آن حضرت است. از این رو، بهتر است که از دور اداى احترام نمایند[۲].

بنابراین، عالمان همه مذاهب حتى  احمد بن حنبل، رییس مذهب حنبلى که وهابیت خود را پیرو

مذهب وى می‌دانند آن را جایز مى‌‌داند.

عبدالله پسر احمد بن حنبل مى‌‌گوید:

از پدرم پرسیدم: مسّ منبر رسول الله و تبرّک یا مسّ آن و بوسیدن و یا مسّ و متبرّک شدن به قبر شریف و یا بوسیدن آن به قصد ثواب چه حکمى دارد؟ پدرم گفت: هیچ اشکالی ندارد.[۳]

دلیل بر جواز این گونه اعمال سیره اهل بیت و اصحاب پیامبر (صلّى الله علیه و آله) در زمان حیات و پس از رحلت آن حضرت است: در کتاب صحاح و مسانید روایات زیادى در مورد تبرّک جستن صحابه پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) به آثار آن حضرت مانند لباس، آب وضو، ظرف آب و نظیر آن به چشم مى‌‌خورد که بیان‌‌گر پسندیده بودن این کار است.

براى مثال بخارى در صحیح خود در ضمن یک روایت طولانى که به شرح برخى ویژگى‌‌هاى پیامبر (صلّى الله علیه و آله) و یاران او مى‌‌پردازد، مى‌‌گوید:

«و إذا توضأ کادو یقتتلون على وضوئه»[۴]: هرگاه پیامبر (صلّى الله علیه و آله) وضو مى‌‌گرفت، نزدیک بود مسلمانان بر سر به‌‌دست آوردن آب وضوى آن حضرت (براى تبرّک) با هم بجنگند.

مسلم در صحیح خود نقل مى‌‌کند:

«إنّ النبی (صلّى الله علیه و آله) کان یؤتى بالصبیان فیبرّک علیهم »[۵]: کودکانى را نزد پیامبر مى‌‌أآوردند و آن حضرت به منظور تبرّک آنان دعا مى‌‌کرد.

نووى نیز مى‌‌گوید: از امّ ثابت روایت شده است که گفت: رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) بر من وارد شد و ازدهانه‌‌ى مشکى که آویزان بود ایستاده آب نوشید. من برخاستم و دهانه‌‌ى مشک را بریدم.

این حدیث را ترمذى روایت کرده است و مى‌‌گوید: «حدیث صحیح و حسن است». نووى مى‌‌گوید: امّ ثابت دهانه‌‌ى مشک را برید تا جاى دهان پیامبر را نگه دارد و بدو تبرّک جوید.[۶]

هم‌‌چنین آمده است که :

«کان رسول الله (صلّى الله علیه و آله) إذا صلّى الغداة جاء خدم المدینة بآنیتهم فیها الماء فما یؤتى بإناء إلاّ غمس یده فیها فرّبما جاوءه فی الغداة الباردة فیغمس یده فیها»[۷]: خدمت‌‌گزاران مدینه هنگام نماز صبح با ظرف آب نزد پیامبر (صلّى الله علیه و آله) مى‌‌رفتند، پیامبر گرامى (صلّى الله علیه و آله)  دست مبارک خود را در هر یک از آن ظروف آب فرو مى‌‌برد. چه بسا در با مداد سردى  خدمت وى مى‌‌رسیدند و باز هم دست خود را در آن‌‌ها فرو مى‌‌برد.

پس از رحلت آن حضرت نیز مسلمانان به آثار آن حضرت تبرّک مى‌‌جستند در منابع اهل سنت از على (علیه السّلام) نقل شده که فرمود: پس از به خاک سپارى رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) حضرت فاطمه (علیها السّلام) بر سر قبر حاضر شد و مشتى از خاک قبر را بر داشت و بر دو چشمش گذاشت و گریست و آن‌‌گاه فرمود:  بر آن کسى که تربت احمد را بویید سزاست که پس از آن بوى خوش دیگرى نبوید. بر من مصایبى بارید که اگر بر روزهاى روشن فرود مى‌‌آمد چون شب تیره مى‌‌گشت.[۸]

هم‌‌چنین نقل شده که عبدالله بن عمر هنگام زیارت دست بر قبر مى‌‌نهاد و بلال چهره بر خاک قبر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) مى‌‌گذاشت.

روایاتى نیز داریم که تربت مدینه شفاى هر دردى است. از جمله زرکشى مى‌‌گوید: تربت قبر حمزه از منع برداشتن خاک حرمین استثنا شده است؛ زیرا، اتّفاق همگان بر جواز نقل آن براى معالجه صداع است.[۹]

گذشته از تأیید نظرى اهل سنّت، نمونه‌‌هاى رفتارى و عملکرد آن‌‌ها از این حکایت مى‌‌کند که اهل سنّت به قبر بزرگانشان تبرّک هم مى‌‌جستند.

شمس الدین ذهبی شافعى از عالمان علم رجال  مى‌‌گوید:

شخصی مقدارى از خاک قبر سعد بن معاذ را برداشت. سپس به آن نگاهى کرد. ناگهان آن را مشک یافت.[۱۰]

ابن حجر عسقلانى نیز مى‌‌گوید:

عبدالله بن غالب حدانى در سال ۱۸۳ هـ . ق در روز هشتم ذى الحجّه ـ یوم الترویه ـ کشته شد و مردم از خاک قبر او همانند مشک بر مى‌‌داشتند.[۱۱]

از نظر تاریخى هم ثابت شده است که مردم از خاک پاک قبر پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله) و حضرت حمزه بلکه از کلّ مدینه به عنوان تبرّک بر مى‌‌داشتند.

بنابراین، مسلمانان و پیروان اهل بیت (علیهم السّلام) به پاس احترام رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) و پیشوایان معصوم خود (علیهم السّلام) و براى ابراز محبّت بى‌‌شایبه خود نسبت به آنان ضریح مطهّرشان را مى‌‌بوسند یا در و دیوار را لمس مى‌‌‌کنند و این کار افزون بر سوابقى که ذکر شد تنها براى آن است که به پیامبر گرامى و عترت طاهرینش (علیهم السّلام) عشق مى‌‌ورزند. همانند بوسیدن جلد قرآن توسط  هر مسلمانى که این کار را احترام به قرآن مى‌‌داند وحال آن‌‌که جلد قرآن خود قرآن نیست؛ زیرا چه بسا از پوست حیوانى باشد اما به اعتبار آن‌‌چه که در مابین دو جلد قرار گرفته بوسیده مى‌‌شود. بوسیدن ضریح و در و دیوار حرم نیز چنین است که  بوسیدن آن  به عنوان  احترام به کسى است که داخل قبر خوابیده است؛ چون او را بنده‌‌ى صالح خدا مى‌‌دانند که قابل احترام است. ادیبی شیرین سخن مى‌‌گوید:

أمُرُّ عَلى الدِّیار سَلمى أقَبلّ ذُا الجَدارَ و ذا الجدارا

وَ مَا حُبُّ الدِّیارِ شَغَفنَ قلبی و لَکن حُبُّ مَن سَکنَ الدِّیارا[۱۲]

«بر دیار سلمى مى‌‌گذرم این دیوار و آن دیوار را مى‌‌بوسم، دوستى آن دیار، قلب مرا شاد نمى‌‌سازد، بلکه محبت ساکن آن است که مرا به وجد و سرور مى‌‌آورد».

مسلمانان در عین ارادت و محبّت به اولیاى خدا آثار آنان را مانند خودشان مخلوق و آفریده‌‌ى خدا مى‌‌دانند که در همه حال نیازمند و وابسته به خداى‌‌اند و براستى از کجاى این اعتقاد شرک و بدعت بر مى‌‌آید!

چگونه است که مسلمانان و به‌‌ویژه پیروان اهل بیت پیامبر (صلّى الله علیه و آله) امروز با وجود سیره صحابه توسط  وهابیت به شدّت متهم به شرک و بدعت مى‌‌شوند در حالى که نظریه‌‌‌ى فرقه‌‌هاى دیگر اهل سنت گواه تأیید این سنّت است.

 

 

مراجعه شود به کتاب: «پاسخ به شبهات وهابیت»، نویسنده : على باقر شیخانی و سید حسین اسحاقى، ص ۴۲.

 

[۱]- الجامع الفرید، ص ۶۳۸.

[۲]- عبدالحسین امینى، الغدیر ، ج۵ ، ص۱۴۶، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم.

[۳]- سمهودى، وفاء الوفاء، ج ۴، ص ۲۱۷.

[۴]- صحیح بخارى، ج۱ص۶۳، کتاب الوضوء، ، باب ۴۱، ح۱۸۹.

[۵]- صحیح مسلم، کتاب الاستیذان باب، استحباب تحنیک المولود. ص۱۰۷۹، ح۵۵۱۲.

[۶]-  یحیى بن شرف الدین نووى شافعى ریاض الصالحین، ص۲۲۱، باب ۱۱۰، ح۷۶۴، بیروت دارالکتاب العربى، چاپ چهارم، ۱۴۲۱.

[۷]-  صحیح مسلم، کتاب الفضائل، باب (۱۹) قرب النبى، ص۱۱۶۰، ح ۵۹۳۶، مسند احمد، ج ۳ ص ۱۳۷.

[۸]-  تاریخ الخمیس، حسین دیار بکرى، ج۲، ص۱۷۳، بیروت دار صادر. عبد الله بن سعید عبادى منتهى السول على وسائل الوصول، ، ج۴، ص۳۱۷، جده، دار المنهاج، سوم، ۱۴۲۶. احمد بن عبدالوهاب نویرى، نهایة الارب، ج۱۸، ص۴۰۳، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳.

[۹]-  وفاء الوفاء، ج۲، ص۶۰.

[۱۰]- سیر اعلام النبلاء، ج ۱، ص ۲۸۹.

[۱۱]- احمد بن حجر عسقلانى، تهذیب التهذیب، ج ۵، ص ۳۱۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۰۴.

[۱۲]- تفسیر قرطبى، ج۱۱، ص۴۷.



[ ۱۳٩۳/٢/٢۱ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ معین الحاج ] [ نظر شما () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

دل‌‌گویه:

بـهوش ايدل كه ميقات است اينجـا

مــحـل نفـى و اثــبـات اسـت ايـنجا

از اينـجا ساز وحدت مى‌‌شود سـاز

از ايــنـجـا مـى‌شـود پـــــرواز آغــاز

بـــگــو لـبــيـــك يـا مـعـبـود لـبـيـــك

مــرا تـنها تـويى مـقـصـود، لـبـيـــك


ايميل مدير وبلاگ
Email Icon by Parstools.com


امکانات وب