اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ المَهدِي صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ::::::: براى سلامتى و تعجيل در ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) صلوات :::::::: اللّهمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم


میعادگه رب
لینک دوستان

29 جمادی الثانیة مصادف است با رحلت امام‌زاده معظّم ابو جعفر سیّدمحمّد، فرزند بزرگ امام هادى (علیه السّلام) . این بزرگوار فردى جلیل القدر و عظیم الشأن بود؛ به گونه‌‌اى که شیعیان و غیر شیعیان گمان مى‌‌کردند امامت بعد از پدر به وى خواهد رسید؛ زیرا، وجودش مجمع کمالات اخلاقى و نفسانى بود. لیکن مرگ او در زمان حیات پدر بر این پندار خاتمه داد.



سید محمّد در 50 کیلومترى جنوب سامراء و در شمال بغداد و نزدیک قریه‌اى به نام بلد (قریه بلد امروزه در استان صلاح الدین واقع شده است که به سبب وجود این قبر، به «بلد سیّد محمّد» معروف است. این قریه تا بغداد هشتاد کیلومتر فاصله دارد.) از نواحی دُجَیل، بین راه بغداد و سامراء، دفن شده است.

او، که از بزرگان و مبارزان عصر خود بود، در میان شیعیان و دوست‌‌داران اهل بیت به «سبع الدجیل»: شیر دجیل، معروف بود. آن جناب در سال 228 قمرى به دنیا آمد و در سال 252 قمری دو سال قبل از شهادت امام هادى (علیه السلام)، درحالى که از زیارت پدر باز مى‌‌گشت در قریه بلد بیمار شده، از دنیا رفت و در همان مکان به خاک سپرده شد.

 شیر مرد دُجَیل

ابو جعفر سیّد محمّد (علیه السلام) فرزند امام هادى (علیه السلام) در میان صحرانشینان دجیلى و ساکنان شهر بلد، به «سبع الدجیل» یعنى شیر مرد دجیل معروف است. شیعیان عرب زبان، براى این بزرگوار درست همان احترامى را قائل و معتقدند که شیعیان فارسى زبان به ویژه ایرانیان براى حضرت ابو الفضل العباس قائل‌‌اند.

وى نه تنها نزد شیعه بلکه نزد اهل سنت و اعراب بادیه نیز از جایگاه رفیعى برخوردار است. آنان نیز احترام او را دارند و از جنابش مى‌‌ترسند؛ از این رو، هرگز قسم دروغ به او نمى‌‌خورند و پیوسته از اطراف براى او نذر مى‌‌برند. مرقد این بزرگوار فصل الخصومه بسیاری از اختلافات و مشاجرات است؛ چرا که وقتى امر منتهى به قسم به امام‌‌زاده محمّد مى‌‌شود، منکر از قسم خوردن خودداری مى‌کند و حق را به طرف دعوا مى‌‌دهد، مبادا مورد خشم و نفرین آن بزرگوار قرار گیرد.

گریبان چاک‌‌زدن امام عسگرى (علیه السلام) در مرگ برادر

بنابر نقل شیخ کلینی زمانی که محمّد، فرزند امام هادى (علیه السلام) فوت کرد، گروهى از بنى‌‌هاشم براى عرض تسلیت به خانه امام هادى (علیه السلام) رفتند.

حسن بن حسن افطس نقل کرده‌‌اند:

«روز وفات سید محمد، به خانه امام هادى (علیه السلام) رفتیم، دیدیم، در صحن خانه بساط گسترده‌‌اند و مردم دور تا دور نشسته‌‌اند. جمعیت را تخمین زدیم، غیر از موالى و سایر مردم 150 نفر از آل ابى طالب، بنى هاشم و قریش حضور داشتند. ناگهان امام حسن (علیه السلام) در حالى که گریبان خود را در مرگ برادر چاک کرده بود، وارد شد و در کنار پدرش ایستاد، ما حضرت را نمى‌‌شناختیم. پس از ساعتى امام هادى (علیه السلام) رو به او کرده، فرمود:

«یَا بُنَیَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِیکَ أَمْراً»:

پسرم! تازه کن شکر خداى را که خداوند تازه کرد در حق تو امرى را.

 امام حسن (علیه السلام) گریه کرد و گفت:

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، اِیّاهُ نَشْکُرُ نِعَمَهُ عَلَیْنا وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ».

چند روایت دیگر نیز بدین مضمون وجود دارد. ممکن است در این روایات تصوّر «بداء» شود و گفته شود اراده خدا نخست بر امامت محمّد فرزند بزرگ امام هادى (علیه السلام) تعلّق گرفته بود، براى خدا «بداء» حاصل شد و به فرزند دیگرش امام حسن (علیه السلام) تعلّق گرفت. تأمّل در مضمون سخن امام (علیه السلام) مى‌‌رساند که این روایات ارتباطى با مسأله «بداء» ندارد. مضمون روایات این است که خداوند با مرگ محمّد امامت امام عسکرى (علیه السلام) را برای شیعیانى که معتقد بودند سیّد محمّد به خاطر کمالات و شایستگى‌‌ها و نیز پسر بزرگ بودنش، جانشین پدر خواهد شد، آشکار ساخت و مرگ او در حیات پدرش موجب شد هر گونه شکّ و تردیدى نسبت به امامت امام عسکرى (علیه السلام) از دل‌‌ها زدوده شود.

کرامات و فضائل سیّد محمّد

سیّد محمد (سلام الله علیه) را انسى عجیب با قرآن بود و زمانى که قرآن تلاوت مى‌‌کرد، روحانیت خاصّى از او جلوه‌گر مى‌‌شد، او شیفته قرآن و عاشق تلاوت و قرائت آن بود.

کرامات زیادى از سید محمد دیده شده است. میرزا حسین نوری در «النجم الثاقب» مى‌‌نویسد:

«سید محمد، صاحب کرامات متواتر است. حتّى نزد اهل سنت هم معروف است. مردم عراق و حتى اعراب بادیه نشین نیز مى‌‌ترسند به نام او سوگند یاد کنند. اگر آن‌‌ها را به برداشتن مالى متهم کنند، آن را بر مى‌‌گردانند، ولى به سید محمد قسم نمى‌‌خورند؛ زیرا عذاب آن را دیده‌‌اند.»

تعدادی از علما در باره کرامات سید محمد کتاب‌‌هایى نوشته‌‌اند؛ از آن جمله است رساله‌‌اى در کرامات سید محمدبن على الهادى، تألیف مهدى آل عبد الغفار کشمیرى. نمونه‌‌اى از کرامات وى چنین است:

علاّمه سید میرزا هادى خراسانى از سید حسن آل خوجه از خدام آستانه عسکریین (علیهما السلام) نقل مى‌‌کند:

«در صحن شریف ابى جعفر سید محمد نشسته بودم، متوجه شدم شخصى عرب در حالى که یکى از دست‌‌هایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیک رفتم و از علت مریضى‌‌اش پرسیدم. گفت: سال گذشته، روزى به منزل خواهرم رفتم، دیدم در حیاط، گوسفندى بسته است. خواستم ذبح کرده، بخورم. خواهرم اجازه نداد و گفت: این گوسفند نذر سید محمّد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلى در دستم نمایان شد و روز به روز بدتر شد. من متوجه علّت آن نبودم، تا آن که در این اواخر متوجه کار خود شدم، حالا هم پشیمانم و براى شفا به آستانه سید محمد آمده‌‌ام. سپس با همراهیان وارد حرم شد و شروع به گریه و زارى کردند. پس از ساعتى دیدم دستش را حرکت مى‌‌دهد. سجده شکر به‌‌جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندى بیاورد و به نیّت سید محمّد ذبح کند.»

آستان و بقعه مبارک سیّد محمّد

آستان مبارک آن حضرت چون در مسیر اصلى راه سامرا نبوده و با راه اصلى فاصله داشت، بر اثر نا امن بودن آن منطقه تا عصر صفویّه متروک مانده بود، لذا به طور دقیق از تاریخ بناى آن اطلاعى در دست نیست، جز این که در تعمیرات اساسى آن بقعه که در سال‌‌هاى 1379 ـ 1384قمرى صورت پذیرفت، بعضى از اهل اطلاع اظهار کردند که عمارت اوّل این آستان متعلّق به قرن چهارم است که توسط عضد الدوله دیلمى انجام گرفته است.

نخستین کسى که به تعمیر و مرمّت بقعه این بزرگوار اقدام کرد شاه اسماعیل صفوى بود. پس از او، مولى محمّد رفیع بن محمّد شفیع در 1198 قمرى، به نمایندگى از سوى احمد خان دنبلى به ادامه این کار همت گماشت. با قرار گرفتن این آستان برسر راه اصلى بغداد ـ سامرا، زائران بى‌‌شمارى را به سوى خود جلب کرد و رو به آبادانى نهاد. در 1208 قمرى، شیخ زین العابدین کاظمى آل سلماسى گنبدى از گچ و آجر بر روى آن مزار بنا کرد و کاروانسرایى نیز جهت سکونت زائران، به هزینه احمد خان دنبلى ساخته شد. در 1244 قمرى، ملا محمّد صالح برغانى قزوینى با نظارت سردار حسن خان تعمیراتى روى آستان سیّد محمّد انجام داد. او عمارت قبلى را تخریب و آستان و گنبد را به صورت مجلّل بنا کرد که بازسازى آن شش سال طول کشید.

در 1310 قمرى به کوشش مرحوم محدّث نورى صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» برخى از کاشى‌‌هاى گنبد مرمّت و هشت حجره در جنوب و چهار حجره در طرف غرب صحن احداث شد. ضریحى از فولاد روى مرقد مطهر قرار گرفت و کف صحن با سنگ مرمر فرش شد. دیوارهاى اطراف، تا نیمه، با سنگ تزیین و بقیه آینه‌‌کارى گردید. در سال‌‌هاى 1380 تا 1384قمرى توسعه‌‌اى در آستان مقدس امام زاده محمد توسط حاج آقا محمد طباطبایى قمى انجام یافت که آخرین تعمیرات در آن بود.

اکنون، صحن به شکل مربعى با ضلع‌هاى 150 مترى است. محیط گنبد 50 متر و ارتفاع آن 45 متر است و در کنار آن مناره‌‌اى به ارتفاع 40 متر قرار دارد که در 1379 قمرى ساخته شده است. داخل حرم نیز با کاشى‌‌کارى و آینه‌‌کارى هنرمندان ایرانى تزیین شده است.

فرزندان سید محمّد

در کتاب «بحر الانساب» نوشته شده که سید محمد 9 فرزند داشته که از ترس مخالفین خود در سامرا به ایران مهاجرت کرده و در ایران به شهادت رسیده‌‌اند. در این کتاب آمده است: 5 فرزند وی به نام‌‌های «لطف الله و ابوطالب و رحمة الله و عنایت الله و هدایت الله» به شهر لار حرکت کردند و درآن‌‌جا به شهادت رسیدند.

چهار نفر دیگر از فرزندان سیّد محمّد به خوی و سلماس مهاجرت کرده و در آن‌‌جا به شهادت رسیده‌‌اند. نام این چهار برادر عبارت است از: «سید اسحاق، سید محمود، سید جعفر و سید اسکندر».



[ ۱۳٩۳/٢/٩ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ معین الحاج ] [ نظر شما () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

دل‌‌گویه:

بـهوش ايدل كه ميقات است اينجـا

مــحـل نفـى و اثــبـات اسـت ايـنجا

از اينـجا ساز وحدت مى‌‌شود سـاز

از ايــنـجـا مـى‌شـود پـــــرواز آغــاز

بـــگــو لـبــيـــك يـا مـعـبـود لـبـيـــك

مــرا تـنها تـويى مـقـصـود، لـبـيـــك


ايميل مدير وبلاگ
Email Icon by Parstools.com


امکانات وب